نقش خطوط در تركيب بندي عكس
نقش خطوط در تركيب بندي عكس

 

 عکس : سید آرمان نبی پور

 

از عناصرقدرتمند در تركيب بندي عكس، خطوط هستند كه با ممارست شما، تاثير پويايي بر حس عكس و يا هدايت چشم مخاطب به عكس مي گذارند.

خطوط مختلف تاثيرات متفاوتي بر عكس مي گذارند. اينكه چطور از خطوط بهره ببريم اتفاقي نيست، بلكه به زمان و تمرين احتياج دارد.

يك تمرين بسيار ساده مراجعه به عكس هاي قديمي تان است. در آنها به دنبال استفاده درست يا نادرست خود از خطوط باشيد و دفعه بعد كه دوربين تان را بر مي داريد، قبل از كادربندي، از خود بپرسيد كه چه خطوطي مقابل شما هستند و چگونه مي توانيد از آنها بهره ببريد. همچنين از خود بپرسيد كه آيا خطوط الگوي خاصي را دنبال مي كنند تا شما بر جذابيت عكس تان بيفزاييد؟

هرچند استفاده از خطوط يكي از موثر ترين ابزار هاي تركيب بندي است،ولی مثل هر مهارت تركيب بندي ديگر تكنيكي نيست كه براي يك مبتدي به سادگی ميسر باشد.

البته شما در صورتي موفق خواهيد شد كه سه اصل را دارا باشيد:

دانش، چشم هاي خلاق و تمرين بسيار

فهم خطوط از آن جهت اهميت دارد كه واكنش مخاطب را اغلب به صورت ناخودآگاه مي طلبد و اگر درست استفاده شده باشند، تاثير عكس را افزون مي كنند. خطوط استفاده هاي زيادي در عكس دارند. مي توانند بخش هاي مشخصي از تركيب بندي را جدا، متحد يا برجسته سازند و اگر جذابيت لازم را داشته باشند، مي توانند به خوديِ خود موضوع بصري عكس هاي شما شوند. مثلا خطوط تار يك عنكبوت.ضمنا، هشيار باشيد تا خطوط گذرا و ناپايدار را قبل از ناپديد شدنشان قاب كنيد. مثلا سايه ها و پرتو هاي نور!

اجازه دهيد جداگانه به هركدام از خطوط سركي بكشيم ونمونه هايي موفق از هر كدام را با هم مرور كنيم ...

 

خطوط افقي1

عكس: مسعود ثبوتي

عكس: مسعود ثبوتي

حتما تا به حال اتفاق افتاده كه ساعت ها كنار دريا بايستيد، به افق دريا نگاه كنيد  و احساس كنيد كه زمان را فراموش كرده ايد و ديگر هيچ دلواپسي نداريد. بله؛ خطوط افق! اين خطوط حس استايي، آرامش، ثبات، پايداري، عدم تغيير، عدم تعلق به زمان و آسودگي را القا مي كنند؛ گويا عکس يا بخشي از آن، در يک لحظه زماني فريز شده و ساكن است؛ مثل دشت ها، اشياء افتاده، افراد خوابيده و ... . اين خطوط مي توانند با عناصر پوياتر عكس ايجاد تضاد كنند.

افق ها رايج ترين نوع خطوط افقي هستند؛ همچون لنگري كه بقيه تصوير پيرامون آن شكل مي گيرد.

قرار دادن خط افق در بالاي كادر حس مسافت را برجسته مي كند و بر جزئيات پيش زمينه تاكيد مي كند، در حالي كه قرار دادن خط افق در پايين، انزوا و تنهايي المان هاي خط افق را تشديد مي كند؛ به طور مثال براي نشان دادن تنهايي يك شخص، قرار دادن وي در خط افق و در مقابل عظمت آسمان، بيشتر اين خلاء و تنهايي اش را برجسته مي كند. از خطوط افقي كه در پايين كادر قرار گرفته اند همچنين مي توان براي نشان دادن عظمت آسمان بهره برد. قرار دادن خط افق در وسط كادر هرچند كه حكم شكستن يك قانون مقدس را دارد، اما براي گرفتن انعكاس ها (مثلا در آب درياچه) مناسب است. پس بدون شرمندگي از آن استفاده كنيد. گاهي حتي قرار ندادن يك افق بهترين كاري ست كه مي توانيد انجام دهيد. كل سوژه خود را در كادر قرار دهيد و اصلا خط افق را حذف كنيد.

بسياري از عكاسان طبيعت از خطوط افقي براي ايجاد نوعي مسافت و وسعت دادن به منظره مورد نظرشان بهره مي برند.

اگر مي خواهيد تاثير آرام و پايدار يك افق2 را برجسته سازيد از كادر افقي بهره ببريد و متناوبا اگر مي خواهيد برخطوط افقي3 تاكيد دوباره اي داشته باشيد از كادر عمودي بهره ببريد.

به خاطر داشته باشيد كه افق هاي ناشكسته باعث مي شوند عكس ساكن و راكد به نظر برسد و بهتر است آنها را با استفاده از اشكال ديگر (درخت، كوه، ساختمان، ...) بشكنيد و به آن جذابيت ببخشيد.

لايه های خطوط افقي، تركيب بندي را قوت مي بخشند و مي توانند در عكس ريتم و الگو بوجود آورند و به خودي خود مركز و موضوع توجه عكس واقع شوند.

در آخر سعي كنيد حتما خطوط افقي را تراز نگه داريد و همچنين قانون يك سوم را به خاطر داشته باشيد؛ مگر آنكه هدف خاصي را دنبال كنيد.

خطوط عمودي4

عكس: مسعود ثبوتي

عكس: سيد ولي شجاعي لنگري

عكس: علي عالي

اولين باري را كه دوربين در دست گرفتيد به خاطر داريد؟ احتمالا همه ي ما در اولين تجربه هايمان طبيعت را در تيررس دوربين قرار داده ايم. مثلا درختان يك جنگل كه با ايستايي دلنشين خود ما را مصمم كرده اند در لحظه هايمان ثبتشان كنيم. بله، درست حدس زديد. مي خواهيم از خطوط عمود بگوييم.

خطوط عمود اين قابليت را دارند تا حالات و احساسات مختلفي را درعكس پديد آورند. از حس قدرت گرفته (مثلا آسمان خراش ها) تا حس رشد و شكوفايي (درختان).

اين خطوط حس عظمت، جلال و تسلط را بر مي انگيزند. استفاده بجا از اين خطوط همچنين مي تواند حس پايداري، آرامش، دوام و استحكام را القا كند، كه در اين صورت، مثل خطوط افقي عمل مي كنند.

مثلا درختان وسط يك بيشه مه آلود، حصارهاي كهنه يك دشت متروك، شكل صخره ها و ... .

قطعا شما هم تجربه كرده ايد؛ همان طور كه خطوط افقي با كادر افقي تشديد مي شوند، خطوط عمود هم با استفاده از كادر عمودي برجسته تر خواهند شد. اين باعث مي شود بر ارتفاع شيء عمودي تاكيد شود و بلند تر به نظر برسد. البته، در صورتيكه خطوط عمود بسيار قوي داريد، اين قانون را بشكنيد و شيء عمودي خود را در كادر افقي قرار دهيد تا اين احساس حاصل شود كه كادر شما نمي تواند آن را در بر بگيرد!!

ديگر آنكه، بكوشيد خطوط عمود را تا جايي كه امكان دارد، هم تراز و در توازي لبه هاي كادر عكستان قرار دهيد. البته اين مسأله هميشه ممكن نيست چرا كه گاهي به سمت بالا عكاسي مي كنيد و سوژه شما مخروطي شكل مي شود اما همين كه سعي كنيد مركز آن را راست نگه داريد، خوب است.

رعايت توازي خطوط نيز به ميزان شدن عكس كمك مي كند.

ضمنا، قانون يك سوم را هم به خاطر داشته باشيد. اين به شما كمك خواهد كرد تا اين احساس حاصل نشود كه كادر عكستان دو نيم شده است. تاثير شگرف خطوط عمودي كه با طرح و الگوي خاص تكرار مي شوند را از دست ندهيد، خصوصا اگر در تضاد با اشكال و خطوطي باشند كه در جهات ديگر قرار دارند.

خطوط همگرا5

عكس: عليرضا فيزابي

عكس: MarkyBon

به ايستگاه راه آهن كه رسيدم، قطار من ديگر آنجا نبود. با حيرت به دور شدنش نگاه مي كردم؛ هيچ وقت دنبال كردن خطوط ريل اين قدر برايم مهم نشده بود. اين بار فرق داشت و فرقش اين بود كه انتهاي آن، قطاري بود كه من بايد مسافر آن مي بودم اما،،، لحظه اي درنگ نكردم و دوربينم را برداشتم تا حداقل كاري را كه مي توانستم انجام دهم...

با هم قدري از خطوط همگرا بخوانيم؛

چشم به طور طبيعي به جايي كه خطوط متقاطع به هم مي رسند كشيده مي شود. براي تاثير بيشتر و ايجاد جذابيت بصري قوي تر، بهتر است كه موضوع عكس را نزديك خطوط همگرا قرار دهيد. هرچند كه گاهي اين خطوط خود سوژه عكس مي شوند و نيازي به هيچ سوژه ديگر نيست.

اين خطوط مي توانند چيزها را به دو بخش تقسيم كنند، توازي ايجاد كنند يا به شما كمك كنند سايز عكس را تغيير دهيد. اين خطوط نوعي جريان يا عمق را به عكس شما مي افزايند؛ همچنين نوعي حس فاصله يا پيمودن! مثلا خطوط انتقال برق، پلكان، ريل هاي راه آهن و ... .

چهار نکته درباره خطوط همگرا

(خطوط همگرا مثلا خطوط ريل قطار را در نظر بگيريد)

1- زواياي مختلف را امتحان کنيد:

مي توانيد خطوط را در نقطه سكون و مرده عكس و به صورت متقارن قرار دهيد يعني مي توانيد خطوط را در مرکز کادر قرار دهيد. يا خطوط را بصورت قطري و مورب در کادر قرار دهيد که از گوشه پايين کادر شروع و به گوشه بالا سمت مخالف ختم شود. تغيير زاويه ها باعث پوياتر شدن عکسها مي شود..

2- از لنزهاي وايد بهره بگيريد:

لنزها مي توانند اثر خطوط همگرا را بکلي تغيير دهد و در اين زمينه لنزهاي وايد موثرتر هستند، بخصوص زماني که دوربين را بين خطوط قرار ميدهيد. اينکار باعث ميشود فاصله خطوط در نقطه شروع بيشتر از اندازه واقعي بنظر برسد که اين اغراق اثر قدرتمندي بر عکس دارد.

3-  نقطه همگرايي را مشخص کنيد:

اين خطوط چشم را به سمت نقطه همگرايي مي کشند. پس قاعده 3/1 را مد نظر داشته باشيد زيرا آنها نقاط توجه درعکس را مشخص مي کنند. همچنين بياد داشته باشيد اگر نقطه همگرا خارج از کادر باشد بيننده به سمت خارج عکس هدايت شده و ممکن است حس کنجکاوي وي برانگيخته شود. به طور كلي از خطوطي كه چشم مخاطب را به خارج از عكس مي كشاند اجتناب كنيد.

4- در نقطه همگرايي المان و نقطه جالب توجه بيفزاييد:

گاهي مي توان شي ء يا چيزي را براي جلب توجه در نقطه همگرايي قرار داد مثلأ صبر کنيد تا قطاري درانتهاي ريل ديده شود، يا فردي بالاي پله ها قرار گيرد. گاهي اوقات هم ترکيب بندي بقدري قوي است که نياز به هيچ عنصر ديگري در کادر نداريم.

خطوط منحني6

عكس: علي عالي

عكس: مهدا سالاري

عكس: محسن رضاپور

با مهاجرت اخير فلامينگو هاي عزيز به كشورمان و عكاسي تعداد زيادي از اعضاي خوب باشگاه عکاسان جوان از آنها، نزديك ترين مثالي كه به ذهن متصور مي شود انحناي گردن اين پرنده هاي شگفت انگيز است. حتما شما هم محو زيبايي آن شده ايد. "انحناي S"، خط افسون و زيبايي ناميده مي شود.

خطوط منحني، خطوط جذابي هستند و مي توانند هدايتگر خوبي باشند. اين خطوط مثل خطوط قطري حس تحركرا بوجود مي آورند  اما خلاف خطوط قطري كه حس انرژي به تصوير مي دهند، اين خطوط حس آرامش را منتقل مي كنند. يك راه مواج پيچ در پيچ، چشم را به سمت خود مي كشاند. مثلا مسير پر پيچ و خم يك رودخانه يا يك معبر در جنگل.

اين خطوط الزاما اس شكل نيستند بلكه هر خط پيچ و تاب دار، يك خط منحني ست.

اين خطوط همچنين فرم را برجسته مي كنند و به اشياي بي جان (گيتار، گلدان و ... ) زندگي مي بخشند. بخاطر بسپاريد كه همه خطوط در طبيعت متقارن نيستند.

بنابرين اهميت دارد كه كدام قسمت ها را براي فوكوس انتخاب كنيد و از كدام قسمت ها صرف نظر كنيد

خطوط هادي7

عكس: unknown artist

قصه اين بار بر سر خطوط هادي ست.

خطوطي كه همچون برج هاي ديدباني چشم ما را به نقطه توجه عكس مي كشانند و يا بر عنصر "مسافت" و يا "ارتفاع" در عكس تاكيد مي كنند.

از خطوط (هادي) به منظور خلق يك روايت تصويري درتركيب بندي استفاده مي شود. اين خطوط براي جلب چشم ها به يك نقطه كانوني كه مي خواهيد برجسته كنيد، استفاده مي شوند، چشم مخاطب را در عكس مي گردانند و از سرگرداني چشم در عكس جلوگيري مي كنند. همچنين مي توانند ارتباط عناصر پيش زمينه و پس زمينه را برقرار كنند. قوي ترين اثر خطوط هادي، تمركز بر روي موضوع اصلي است. اين مي تواند شئ يا بخشي از طبيعت باشد اما اغلب يك شخص يا انسان است.

 پس دو نكته را به خاطر بسپاريد:

1- مطمئن شويد كه خطوط به مهم ترين شئ در عكس اشاره مي كنند.

2- مطمئن شويد كه خطوط به خارج از عكس اشاره نمي كنند. خطوطي كه به خارج از عكس اشاره مي كنند موجب مي شوند چشم مخاطب عكس را ترك كند. اين عكس را تضعيف كرده و ممكن است موجب شود اشتياق مخاطب به عكس را كاملا از بين ببرد.

بخاطر داشته باشيد كه استفاده نادرست از خطوط باعث مي شود چشم از موضوع اصلي عكس دور شود .

اغلب صريح ترين و مؤثر ترين خطوط هادي، در شات هاي طبيعت ديده مي شوند. يك خط هادي موفق چشم شما را به عكس و بلافاصله به موضوع اصلي يا مركز توجه مي كشاند درحاليكه يك خط هادي ناموفق، چشم را به عكس مي كشاند اما اگر شئ كه چشم را در عكس نگه دارد مثلا يك درخت، خانه، يا اشياي ديگر در سمت راست تصوير نباشد، چشم عكس را ترك خواهد كرد.

خطوط هادي وقتي موثر تر هستند كه نوعي ارتباط بين خط و موضوع عكس باشد. مثلا پله هاي مارپيچ سنگي كه به در يك قلعه منتهي مي شوند. با استفاده از يك لنز وايد مي توانيد تاثير اين خطوط را اغراق كنيد؛ پس يك نقطه نزديك شروع خطوط بنشينيد و لذت ثبت را از دست ندهيد.

و در نهايت اينكه، بهترين خطوط هادي از پايين سمت چپ كادر شروع مي شوند (البته نه درست از رأس گوشه ها).

خطوط قطري (مورب)8

عكس: unknown artist

عكس: unknown artist

عكس: سعيد چاوشي اكبري

عكس: حبيب مصطفائي

شايد سفري به تلماسه هاي مواج كوير داشته ايد، يا اگر نه، قطعا عكس هايي از اين مناظر ديده ايد. حتي وقتي شن ها حركتي ندارند و هيچ بادي نمي وزد، حس مي كنيد در حركتند. اين خاصيت خطوط مورب است. مي توان گفت اين خطوط يكي از مهم ترين ابزار ها در جعبه ابزار يك عكاسند.

ريتم خطوط قطري (مورب) عموماً چشم مخاطب را به سمت عكس مي كشانند. اين خطوط با قطع خطوط ديگر نقاط توجه در عكس بوجود مي آورند و اغلب با اشاره بر پرسپكتيو به عكس عمق مي دهند.

همچنين احساس عدم پايداري، تحرك و پويايي، انرژي و حركت بيشتر به عكس مي بخشند، مثلا درختاني كه باد قامتشان را خم كرده، دونده اي كه در خط شروع مهياي دويدن است، شيب كوهي كه به آسمان ختم ميشود، جوي ها، امواج و شاخه ها و ... . خلاصه آنكه اين خطوط به يك تركيب ايستا و ساكن تحرك و انرژي مي دهند.

 در مورد خطوط همگرا قبلا گفتيم. شايد اگر بخواهيم خطوط واگرا را هم توصيف كنيم، جايي در كنار خطوط مورب داشته باشند.

مطالعات مختلفي مبني بر اينكه افراد چگونه عكس را مشاهده مي كنند صورت گرفته كه اغلب گفته مي شود افراد طبيعتا عكس را از چپ به راست مي بينند و از اين رو خط موربي كه از گوشه سمت چپ پايين شروع شود و به گوشه سمت راست بالا ختم شود، مفيد تر خواهد بود. هرچند كه اين يك قانون كلي نيست و مثلا خطوط مي توانند از مركز كادر به هر يك از گوشه ها برسند. البته نبايد با يك خط ناشيانه عكستان را دو نيم كنيد بلكه لا به لاي اشكال به دنبال انحنا ها و الگوهايي باشيد كه اين كار را به صورت طبيعي براي شما انجام دهند. همچنين خط قطري نبايد دقيقا از گوشه اي به گوشه ي ديگر برسد، بلكه بهتر است خارج از مركز و به اطراف گوشه ها برسد.

تا به حال چيزي در مورد "قانون خط قطري9"شنيده بوديد؟ من كه اولين بار بود با آن آشنا شدم. اين قانون مي گويد: المان هاي مهم تصوير بايد در امتداد خطي قطري قرار بگيرند.

بخاطر داشته باشيد كه خطوط مورب متعدد در جهات مختلف و در تقاطع با يكديگر حس حركت را به عكس شما مي دهد اما اگر خيلي زياد شوند گيج كننده و پر هرج و مرج خواهد شد. و نهايتا همچون خطوط افقي و عمودي، خطوط موربي كه با الگوي خاصي در عكس تكرار شوند، مي توانند في نفسه موضوع اصلي عكس شما واقع شوند. مثلا يك مزرعه تازه شخم زده شده يا شيارهاي يك تپه ماسه اي.

خطوط نامنظم و ناهموار10

عكس: ناصر حسامي

نوعي از خطوط كه اغلب مطلوب هيچ بيننده اي قرار نمي گيرد خطوط نامنظم هستند. خطوط نامنظم و ناهموار ما را بر روي زنجيرهاحساسات يک قدم فرا‌تر مي‌برند. در حالي که خطوط مورب ما را به حوزه پويايي مي‌برند، خطوط نامنظم و ناهموار عموماً حس عدم آرامش، تنش و يا ترس را به بيننده عکس القا مي‌کنند.  استفاده بيش از حد از اين خطوط مي‌تواند حسي وهم آور و منفي را به بيننده القا کند (که ممکن است دقيقاً‌‌ همان هدفي باشد که عکاس به دنبال آن است). بنابراين، اين خطوط ابزاري در دست عکاس‌اند تا بتوانند احساس بي‌قراري و آشفتگي را به بيننده القا کند. به عنوان مثال مي‌توان به ريشه گياهان، دندان يک تمساح، قله‌هاي خشن کوهستان و فلزات درهم‌پيچيده يک اتومبيل متلاشي‌شده اشاره کرد. مي توان گفت خطوط زيكزاك هم از انواع خطوط ناهموار هستند.

اميدوارم از خواندن درباره خطوط لذت برده باشيد واين بارثبت هاي تازه تر و متفاوتي از آنها داشته باشيد!

 

 

 

منبع : باشگاه عکاسان جوان


نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:



تاريخ : دو شنبه 14 ارديبهشت 1394برچسب:نقش خطوط در تركيب بندي عكس ,مهران دادخواهی پور, | 15:21 | نویسنده : مهران دادخواهی پور |